الشيخ محمد حسين الأعلمي
80
تراجم أعلام النساء
--> - دارم مادر طفل را شاگرد أفلاطون خواست وبه أو عرضه داشت هرگاه ميخواهى طفلت معالجه شود ناچار بايد بگوئى خود را دچار چه أراذل وبيعارى نمودى وبا كدام نانجيب در بستر سلطان بسر بردى آخر الأمر پس از تأكيد بسيار واصرار بيشمار زن گفت اين طفل نه از سلطان بلكه از چوپان گوسفند چراني است شاگرد أفلاطون به لبنيّات كه قوت غالب إيلات است در اسرع أوقات معالجهاش نمود پس از معالجه وگرفتن خلعت وانعام از سلطان عودت نمود نزد أستاذ مهربان خود لدى الورود أفلاطون پرسش نمود كه طفل سلطان را بچه علاج نمودى گفت بكشك ودوغ وماست بدون تأمّل پاسخش داد كه لعنت بر ذات چوپان باد پس برادر تأمّل كن چگونه اثر نمود طبيعت چوپان در فرزند سلطان ولو در رحم ملكه ودر دامن محبت سلطان تربيت يافته پس سرايت طبيعت پدر در فطرت أولاد از مسلمات ومحتاج به بيان نيست چنانچه شيخ هم گويد ( عاقبت گرگزاده گرگ شود گرچه با آدمي بزرگ شود ) . دليل هفدهم منافي بودن بىحجابى زنان غيرت را درصورتىكه غيرت از صفات حسنهايست كه مدح مىكنند أو را عقلاء زمان بلكه ديده شده اين سجيّه مرضيّه در بعض حيوانات وچقدر ركيك است پست بودن انساني از حيوان چنانچه خروسى ببيند خروس ديگرى را نزديك به مرغ خود آرام نگيرد ومدافعه نمايد تا دور كند أجنبي را از حريمش ولو موجب زحمت ومشقّت فوق التحمل براي الحيوان فرآهم شود وامتحان شده هرگاه دو خروس را با مرغى در محلّى قرار دهند بقدرى باعث محنت براي آن دو خروس شود كه هر دو آنها بمرور زمان لاغر وناتوان شوند واين نيست مگر براي غيرتي كه در فطرت اين حيوان است ونقل شده بنحو قطع كه لكلكي در محلّى تخم گذارد طفلي تخم أو را برداشته ودر جاى أو تخم كبوتر گذارده ولكلك بخيال تخمهاى خود روى تخمهاى كبوتر مكان گرفته پس از چند روزى لكلك نر جوجهاى أجنبي را در فراش خود يافت واز همجنس خود اين قضيّه را بسيار منكر شمرد عدهء از لكلكهاى قرى را خبر كرد بر سر آن حيوان حملهور شده با منقارهاى خود اجزاء بدن وذرات تن مادة لكلك را دفعة از هم پاشيده وبر زمين ريختند . اي برادر عزيز اين چه سياست وتمدنى است كه أشرف وأخصّ مخلوقات كه -